
این گزارش به بررسی آزار و اذیت سیستماتیک علیه قوم هزاره در افغانستان پرداخته و الگوهای تاریخی خشونت را تحلیل میکند. همچنین، ارزیابی میکند که آیا حملات هدفمند اخیر واجد شرایط حقوقی برای نسلکشی هستند یا خیر. علاوه بر این، چشمانداز یک فرآیند عدالت انتقالی برای رسیدگی به نقضهای حقوق بشری گذشته و جاری را بررسی مینماید.

هزارهها که عمدتاً پیرو مذهب شیعه هستند، بیش از یک قرن است که با تبعیض و خشونت سازمانیافته مواجه بودهاند. در دهه ۱۸۹۰، امیر عبدالرحمن خان با راهاندازی یک جنگ ویرانگر، کشتار جمعی، بردگی و کوچ اجباری هزارهها را رقم زد. این سرکوب تاریخی تاکنون ادامه داشته و شرایطی ایجاد کرده که گروههای افراطی بهراحتی هزارهها را هدف قرار دهند.
از سال ۲۰۱۴، حملات هدفمند علیه هزارهها افزایش یافته است که شامل اعدام مسافران در مسیرهای بینشهری، آدمربایی، گروگانگیری، بمبگذاریهای انتحاری در اماکن عمومی از جمله مراکز آموزشی، مساجد و بیمارستانها، و همچنین حمله به مدرسه سیدالشهدا در سال ۲۰۲۱ که منجر به کشته شدن بیش از ۸۵ دختر هزاره شد، میشود.
بر اساس کنوانسیون نسلکشی و قوانین بینالمللی، این گزارش بررسی میکند که آیا این حملات در چارچوب نسلکشی قرار میگیرند. شواهد نشان میدهد که طالبان و داعش خراسان بهطور هدفمند و سیستماتیک هزارهها را مورد حمله قرار دادهاند. در اظهارات رسمی این گروهها، هزارهها بهعنوان «کفار» و «مرتد» توصیف شدهاند و حملات علیه آنها بهعنوان «پاکسازی» توجیه شده است. این اعمال، همراه با کشتارهای گسترده، آسیبهای شدید جسمی و روانی، و تهدید به نابودی بخشی از این جامعه، نشانگر وقوع نسلکشی است.
در صورت بازگشت حاکمیت قانون، اجرای عدالت انتقالی میتواند گام مؤثری برای رسیدگی به این جنایات باشد. این امر شامل افشای حقیقت و به رسمیت شناختن رنجهای قربانیان، محاکمه عاملان جنایات در سطوح ملی و بینالمللی، و اجرای برنامههای عدالت مانند جبران خسارت و اصلاحات نهادی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی خواهد بود.
هزارهها طی سالیان متمادی تحت تبعیض، سرکوب و خشونت قرار گرفتهاند و شواهد موجود نشان میدهد که حملات اخیر میتواند واجد شرایط نسلکشی باشد. برای تحقق عدالت، جلوگیری از تکرار این جنایات و برقراری صلح پایدار، جامعه بینالمللی باید اقدامات فوری انجام دهد.